تبليغاتX
اکسیر عشق
از چه بنویسم؟ 
موضوع: عشقولانه 87/12/04

امشب که سقف بی ستاره ی اتاقم بر سرم سنگینی میکند مانده ام که از چه بنویسم .

از آنهایی که دیروز با من بودند و امروز رفته اند یا از تو که همیشه حرفهای مرا می خوانی؟
از چه بنویسم؟

 از آسمانی که در حال عبور است یا از دلی که سوت و کور است؟

از زمین بنویسم یا از زمان یا از یک نگاه مهربان؟ از خاطراتی که با تو در باران خیس شد یا از غزلهایی که هیچ وقت سروده نشد؟
از چه بنویسم؟ از نامه هایی که هرگز به سویت نفرستادم یا از ترانه ای که هرگز برایت نخواندم؟

 از چتری که هرگز زیر آن نایستادیم یا از بدرودی که هرگز آن را بر زبان نیاوردیم؟
من عاشق خیابانی هستم که قسمت نشد با هم در آن قدم بزنیم .

 من دلبسته ی درختی هستم که فرصت نشد اسممان را روی آن حک کنیم .

 من منتظر پنجره ای هستم عطر تو را دوباره به من نشان بدهد .

 من دیوانه ساقه های یک پر سیاوشانم که اولین بار در خواب سپید تو رویید.
ای عشق ناگزیر! اگر قرار باشد بنویسم باید در همه ی سطرهای دفترم حضور داشته باشی .

 نفسهای تو می تواند برگ برگ دفترم را از پاییز پاک کند .

من بی قرار حرفهای ناب توام حرفهایی که هزاران سال دیگر در یک بعد از ظهر آفتابی با من خواهی گفت .

من از اولین روز آفرینش چشم به راه نگاه جذاب توام . کی مرا می بینی؟

 

 

نوشته شده توسط sarina | لینک ثابت |

اجازه هست 
موضوع: عشقولانه 87/11/07

اجازه هست عشق تو را تو کوچه ها داد بزنم؟

رو پشت بوم خونه ها اسمتو فرياد بزنم ؟

اجازه هست مردم شهر، قصه ي ما را بدونن ؟

اسم منو ، عشق تو رو ، توي کتابا بخونن ؟

اجازه هست که قلبمو برات چراغوني کنم ؟ 

پيش نگاه عاشقت ، چشمامو قربوني کنم ؟

اجازه مي دي تا ابد سر بزارم رو شونه هات ؟ 

روزي هزارو صد دفعه ، بگم که ميميرم برات ؟

اجازه ميدي که بگم حرف ترانه هام تويي ؟   

دليل زنده بودنم ، حرف بهانه هام تويي ؟

اجازه دارم به همه بگم که تو مال مني ؟    

ستارتم اينو ميگه ، که تو ، تو اقبال مني ؟

اجازه هست تا ته مرگ منتظر تو بشينم ؟  

تو روياهاي صورتيم ، خودم رو با تو ببينم ؟

اجازه هست جار بزنم بگم چقدر دوست دارم ؟   

بگم مي خوام بخاطرت سر به بيابون بزارم ؟

اجازه هست براي تو از ته دل ديوونه شم ؟  

اجازه مي دي که بگم همين روزا مياي پيشم ؟

اجازه هست عکس تو را ، رو صورت ماه بزنم ؟

طلسم قصه ها مونو ؛ با داشتن تو بشکنم ؟

اجازه هست پناه من گرمي آغوشت بشه ؟    

هر اسمي جز اسمه خودم ، ديگه فراموشت بشه ؟

اجازه ي تو دست تو، اجازه ي من دست تو

 خنده من خنده تو ، شکست من شکست تو

نوشته شده توسط sarina | لینک ثابت |

فکرش نباش 
موضوع: 87/11/04
 

فکرش نباش مال کسی جز تو نیستم

                                    دیگر به فکر هم نفسی جز تو نیستم

عشق تو خواست با تو عجینم کند که کرد

                                   وقتی به عمق من برسی جز تو نیستم

بعد از چقدر اینطرف وانطرف زدن

                                   فهمیده ام که در هوسی جز تو نیستم

یک آسمان اگر چه به رویم گشوده اند

                                    من راضیم که در قفسی جز تو نیستم

حالا خیالم از تو که راحت شود عزیز

                                    دیگر به فکر هیچکسی جز تو نیستم

 

 

نوشته شده توسط sarina | لینک ثابت |


Copyright 2009 - eksire-eshgh.blogfa.com & Designer: GholamReza Sedaghati