حضرت ولی عصر(عج) دردناك ترین مصیبت خود در واقعه عاشورا را مصیبت اسیری حضرت زینب علیها السلام می دانند.
در واقعه حادثه خونبار كربلا مصائب بسیاری بر سالار شهیدان و اهل بیت ایشان وارد آمد كه هر یك از دیگری دردناك تر است. اما در این میان مصیبت اسارت اهل بیت از همه سخت تر است. حاج ملا سلطان علی روضه خوان تبریزی که از جمله عباد و زهاد بود، نقل کرد:
در عالم رؤیا به حضور حضرت بقیهٔ الله ارواحنا فداه مشرف شدم و خدمت ایشان عرض کردم: مولای من، آنچه در زیارت ناحیه مقدسه ذکر شده است که می فرمایید: فلأ ندبنک صباحاً و مساءً و لأ بکین علیک بدل الدموع دماً، صحیح است؟
فرمودند: بلی صحیح است. عرض کردم: آن مصیبتی که در آن بجای اشک خون گریه می کنید، کدام است؟ آیا مصیبت حضرت علی اکبر است؟ فرمودند: نه، اگر علی اکبر زنده بود، در این مصیبت او هم خون گریه می کرد. گفتم: آیا مصیبت حضرت عباس است؟
فرمود: نه؛ بلکه اگر حضرت عباس علیه السلام در حیات بود، او هم در این مصیبت خون گریه می کرد.
عرض کردم: لابد مصیبت حضرت سید الشهداء علیه السلام است.
فرمود: نه، حضرت سید الشهداء علیه السلام هم اگر در حیات بود، در این مصیبت، خون گریه می کرد.
عرض کردم: پس این کدام مصیبت است که من نمی دانم؟ فرمودند: «آن مصیبت، مصیبت اسیری حضرت زینب علیها السلام است
روزی عیسی (ع) در مناجات گفت: خداوندا! دوستی از دوستان خود به من بنما. در ساعت جواب آمد: ای عیسی! در فلان بیابان رو که آنجا ما را دوستی است او را دریاب. چون عیسی (ع) این ندا شنید، رو به بیابان نهاد و رفت. زنی را دید که نه چشم داشت و نه دست و نه پا، افتاده، مور و مگس بر وی جمع آمده و آن زن، ورد زبانش بود. عیسی (ع) گوید: چون آن زن را بدان طریق بدیدم و این کلمات از وی شنیدم، متعجب شدم، پیش رفتم و بدان زن سلام کردم. گفت: علیک السلام یا روح الله. گفتم: ای زن! تو هرگز مرا ندیده ای، چه دانستی که من عیسی ام؟ زن گفت: آن دوست که تو را به من راه نمود، مرا معلوم کرد. گفتم: ای زن! تو را نه چشم، نه دست و نه پا. اندام تو تباه شده، کدام نعمت خدا را شکر می کنی؟ گفت: الحمدلله، دلی دارم ذاکر و زبانی دارم شاکر و تنی دارم صابر و خدا را به یگانگی یاد می کنم که هر چه آلات معصیت بود، از من حق تعالی برداشت؛ اگر چشم داشتمی به نامحرم نگاه کردمی و اگر دست داشتم لقمه ی حرام خوردم و اگر پا داشتم از پی لذات و شهوات می رفتم. این نعمت که حق تعالی به من داده، به هیچ کس نداده

وقتی که ولنتاین کشیش رومی در روز ۱۴ فوریه یکی از سالهای قرن سوم میلادی به جرم عقد کردن سربازان جوان به پای چوبه دار میرفت هرگز فکر نمیکرد که افسانه او روزی تبدیل به سنتی جهانی شود. سنتی که هر ساله در این روز به تمام جهان رنگ دیگری میبخشد.در بسیاری از کشورهای جهان در روز ولنتاین فروشگاهها، خیابانها و حتی مدارس شکل تازهای میگیرند. فروشگاهها در آستانه ولنتاین دکوراسیون خود را تغییر میدهند و با تزیین مغازهها با رنگ قرمز مردم را به خرید هدایای ولنتاین تشویق میکنند. رستورانها هم علاوه بر تبلیغات گسترده در مورد این روز با تزئینات ویژه خود را برای پذیرایی از مشتریان رمانتیک این روز آماده میکنند.این روز همچنین با دخالتهای دولت در بسیاری موارد نیز مواجه است. این دخالتها به خصوص در مدارس صورت میگیرد. در برخی از کشورها، مدارس نيز مقررات سفت و سختی برای اين روز دارند. در عربستان سعودی، دختران دانش آموز اجازه ندارند در روز والنتاين هيچ چيز قرمز رنگ بپوشند يا به مدرسه بياورند.
در بعضی ایالتهای هند هم مبادله گل و هدیه بین دانشآموزان دختر و پسر در روز ۱۴ فوریه ممنوع است. در تایلند هم روز ولنتاین به راهی برای آموزش و تبلیغ بهداشت جنسی در مدارس تبدیل شده است. اما در برخی کشورها نیز دولتها رویکردی تشویقی نسبت به روز ولنتاین اتخاذ کردهاند. برای مثال در کشورهای آمریکای شمالی در مدارس دانشآموزان را تشویق میکنند که این روز را با شور و شوق جشن بگیرند و به دوستان و همکلاسیهایشان کارتهای تبریک ولنتاین کادو بدهند.
همزمان با جهانگیر شدن پدیده ولنتاین، این موضوع با موضعگیریهای نیروهای مذهبی در اقصی نقاط جهان هم مواجه شدهاست. چند سال پیش مفتی اعظم عربستان مفتی، روز والنتاين را يک جشن مسيحی خواند و گفت: “هر مسلمانی که به خدا و روز قيامت ايمان دارد، نبايد اين روز را جشن بگيرد.” فعالان مذهبی هندو هم مخالفتهایی با این پدیده در کشور هندوستان از خود نشان دادهاند. تمام این موضوعات روز عشاق را در برخی کشورها به صحنه برخوردهای پلیسی با این موضوع تبدیل کردهاست.
در ایران هم جشن گرفتن روز ولنتاین چند سالی است که بیش از پیش رواج یافتهاست. این مراسم در ابتدا بیشتر در بین جوانها و معمولا به دور از چشم خانوادهها صورت میگرفت. اما در سالهای اخیر این رسم کم کم به درون خانوادهها نیز نفوذ کرد و هدیه ولنتاین این روزها جزو هدایای رایج در خانوادهها به خصوص برای زوجهای تازه ازدواج کرده درآمدهاست. مراکز خرید در تهران و شهرهای بزرگ و کوچک ایران هم مانند بسیاری از کشورها در آستانه روز ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) شکل ولنتاینی به خود میگیرد. در این روز این فروشگاهها عروسکهای قرمز رنگی را به فروش میرسانند که قیمت آنها گاهی نسبت به گذشته چند برابر شدهاست. کافیشاپها و رستورانها هم در این روز مملو از دختران و پسران جوانی است که برای تبریک ولنتاین و دادن هدیه به یکدیگر در آنها جمع شدهاند. خیابانها هم در این روز ترافیکی کمسابقه را تجربه میکنند.
دخالت دولت و گروههای مذهبی و غیرمذهبی هم در ایران وجود دارد. تلویزیون در چند سال گذشته این پدیده را به خصوص در برنامههای خبری مورد توجه قرار داده و نقد و بررسی کرده است. پلیس هم در روزهای منتهی به ولنتاین و به خصوص با اجرای طرح موسوم به ارتقای امنیت اجتماعی، حضور پررنگتری در خیابانها و مراکز خرید دارد.همچنین تلاشهایی هم برای ارائه بدیلهای ملی و اسلامی برای روز عشق و مهرورزی انجام شد. گروهی پیشنهاد کردند که یک واقعه مذهبی جایگزین ولنتاین شود. گروهی نیز به خصوص در فضای اینترنت غوغایی را در مورد روز عشق ایرانی یا سپندارمذگان به راه انداختند. اما این بحثها در موج اقبال عمومی به روز ولنتاین به عنوان یک نماد جهانیشده گم شد.
اما ولنتاین هم مانند بسیاری از پدیدههای دیگر با ورود به جامعه ایران شکل خاص این جامعه را به خود گرفته است. در واقع ولنتاین نیز خصوصیات مثبت و بیشتر منفی جامعه ایران را بازنمایی میکند. یکی از کارکردهای خاصی که ولنتاین در ایران پیدا کردهاست، ابراز عشق است. ابراز عشق برای مرد ایرانی به دلیل محدودیتها و نگرشهایی که در طول تاریخ و در جامعه ایران وجود داشتهاند بسیار سخت است. ولی شرایط روز ولنتاین این امکان را به بسیاری میدهد که با اهدای یک دستهگل، کارت پستال و یا هدیه ولنتاین به دختر مورد علاقهشان ابراز عشق کنند.
اما ولنتاین در ایران بیش از اینکه جایی باشد برای تحکیم روابط عاطفی بین افراد جامعه خصلت دیگری پیدا کردهاست. ولنتاین در بین ایرانیها بیش از آنکه در جملات، اعمال و احساسات عاشقانه بروز کند در ویترین مغازههای رنگارنگ بروز کردهاست. جوانان ایرانی بیش از آنکه به دنبال علاقه و اشتیاق واقعی نهفته در پشت هدایای ولنتاین باشند به ارزش مادی آنان توجه دارند. این موضوع در بین جوانان ایرانی بسیار رایج است که برای ابراز علاقهای که میتواند با یک دسته گل رز یا یک کارت پستال انجام شود در روز ولنتاین هدیههای بسیار گرانقیمت میخرند. به نوعی در برخی از بخشهای جامعه ارزش این هدیهها نمایانگر میزان عشق و علاقه افراد به حساب میآید. این اتفاق در واقع بازنمایی کننده فرهنگ اقتصاد زده و مصرفگرا در جامعه ایران است که میتوان آن را در بسیاری از بخشهای جامعه مشاهده کرد. البته این موضوع برای جامعهای که در طول تاریخ خود هرگز عشق رمانتیک را به معنای واقعی تجربه نکردهاست چندان عجیب نیست. همانطور که در بسیاری از داستانهای عاشقانه فارسی مانند خسرو و شیرین میبینیم در عشق ایرانی همواره صاحبان قدرت و منابع مالی بیشتر برنده ماجراهای عشقی بودهاند و عشق طبقات محروم همواره محکوم به شکست بوده است. بنابراین این دید نسبت به هدایای روز ولنتاین چیزی است که زاده تاریخ و فرهنگ جامعه ابران است
در گذشته جوانی بودم مومن و دیندار، حریص در عبادت و پرهیزکار. یاد دارم
شبی مهمان زیادی در خانه داشتیم، من مشغول عبادت و شب زندهداری بودم و
مهمانها همه خوابیده بودند. به پدرم گفتم: هیچ کدام از مهمانها عبادتی نکردند
و قرآنی نخواندند، چنان در خواب غفلتند که گویا نخوابیدهاند بلکه مردهاند. پدر
که مرد میانهرویی بود گفت: پسرم تو هم اگر بخوابی بهتر است از این که در کار
خلق خدا دخالت کنی.بندگان مدعی فقط خود را میبینند، اما اگر از چشم خدا به
بندگان دیگر هم بنگرند کوچکتر از خویش نمییابند